×کاکادو×
@varamyyr
Followers
135
Following
131K
Media
23
Statuses
861
لطفا به قصد فالو بک فالو نکنید
New York, USA
Joined April 2016
من اولین فراخوان خود را امروز با شما در میان میگذارم و از شما دعوت میکنم که این پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، همزمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابانها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار کنید. درنتیجه بازخورد این حرکت، من فراخوانهای بعدی را به شما اعلام خواهم کرد.
15K
43K
142K
هر وقت چیزی رو خیلی دوست داشتم از ترس از دست دادنش اینقدر محکم توی مشتم نگهش داشتم که ناخواسته خفه شد و بدون اینکه بخوام چیزی که ازش میترسیدم نصیبم شده:)
0
1
4
کردم تا پرواز کنه ولی چون از ترس فرار نکردنش اونو محکم توی دستام گرفته بودم بدون اینکه متوجه بشم گنجشک توی دستام خفه شده بود و همینکه ولش کردم جنازش افتاد روی زمین و یه گربه بردش. امروز داشتم فکر میکردم که کل مسیر زندگیم توی همین یه تصویر خلاصه شده.
1
0
3
حدودا ۵ سالم بود که یه روز شوهر عمم دو تا گنجشک گرفت و یه دونه به من و یه دونه به پسرش داد. گنجشک پسر عمم از بین دستاش فرار کرد و اونم چون خیلی لوس بود گریه و زاری راه انداخت که منم باید گنجشکم رو ول کنم بره. با اصرار خانواده راضی شدم بذارم گنجشکم آزاد بشه و از بالای پشت بوم ولش
1
0
3
تازه یک سال از ازدواج عاشقانمون گذشته بود که یه بار بعد شیفت شب اومدم خونه و دیدیم رفته سر کار ولی گوشیش رو جا گذاشته، همونجا یکی از دوستاش بهش پیام داد و منم اتفاقی پیامای دیشبشون با هم رو دیدم که بهش گفته بود دوست پسرش رو آورده خونه و تا ۱۲ شب با هم بودن
بیاین یه بار ژانر راه بندازیم آقایونی هم که خیانت دیدن یا تجربشو داشتن توی زندگی تعریف کنن داستانش رو . همیشه هم آقایون آدم بده ماجرا نیستن !!!
2
0
6
۲۴ لیتر خون توی دو سال میشه ماهی ۱ لیتر خون! سقف استاندارد اهدای خون سالی حدود ۲ لیتره و هیچ انسانی روی زمین نمیتونه ماهی یک لیتر خون اونم به مدت ۲ سال اهدا کنه
صدام در سال ۱۹۹۷ دستور داد با ۲۴ لیتر خونی که طی دو سال از او گرفته بودند یک نسخه از قرآن نوشته شود. این «قرآن خونین» در ۶۰۴ صفحه توسط خطاط معروف عراقی عبدلباسط شرفالدین با مرکب آغشته به خون صدام خوشنویسی و آماده شد. تا پیش از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ از این قرآن ۲/۱
0
0
2
دیشب یکی از همکارامون شیفتش که تموم شده رفته توی ماشینش و خودکشی کرده. تمام امروز رو به این فکر میکردم که چی میشه که یه جوون به این خوبی و محترمی به جایی میرسه که اینجور تصمیمی میگیره.
0
0
5
ما ناخدای کشتی سرنوشتمان نیستیم. سرنوشت ما اصلا ناخدایی نداشته است!
0
0
1
[خطاب به خودم] سه نکته که نیازمند یادآوری روزانهس: - زندگی تماما رنج است. - رنج و غم تو برای هیچکس مهم نیست. - خواهی مُرد و تمام میشوی.
0
3
53
ناگهان دلزدهام از همه چیز ناگهان شهد بنه، تلخ بریز ناگهان سیر ز خود، گشنهی مرگ ناگهان زخم زبان، خویشستیز
0
2
31
یاد دیالوگ آخر فیلم 7 افتادم. 《همینگوی توی یکی از کتاباش میگه دنیا جای خوبیه و ارزش زندگی داره. من با قسمت دومش موافقم》 دنیا جای خوبی نیست ولی ارزش زندگی کردن رو داره!
0
0
0
یارو از یه ساختمون میوفته میگه یا امام حسن نجاتم، یهو یه دست از غیب پیدا میشه مچشو میگیره میگه با کدوم امام حسن بودی یارو میگه حسن مجتبی اینم میگه شرمنده من حسن عسگریم دست یارو رو ول میکنه
0
0
9
من هر سالی چند بار این پست رو به همراه همین سبک کامنت زیرش میبینم. واقعا برام عجیبه که اینقدر حافظه مردم کم شده و هر بار براشون جدیده این موضوع
0
0
3