Maryam Manouchehri
@eghlim
Followers
7K
Following
183K
Media
248
Statuses
12K
Writer | Chief Communications Officer
Tehran
Joined January 2013
امروز «گنجشکی بر گلو» که برای من تجسم کامل خیالبافیه منتشر شد. قصهی زنان ساده اما قوی و جسور. قصهی عشق، مرگ و اشتیاق زیاد به زندگی. قصههایی از آبادان و بستان و بوشهر. قصه آدمایی که آفتاب بدیهاشون رو سوزونده. «اسمک عصفور عالقا فی حنجرتی... نام تو گنجشکی است آویخته بر گلویم»
25
25
340
در تهران کمبود نان و مواد غذایی نداریم. حتی اسنپفود کار میکنه. از افزایش قیمت خبر ندارم چون این ۲هفته خودم مثلا گوشت و مرغ نخریدم و اطلاعاتم نمیتونه موثق باشه. اما دیروز حتی گل هم خریدم. منظورم اینه که اگر دورید از شایعهها نترسید. تنها چیزی که با شدت هنوز مشکل داره، اینترنته.
59
455
5K
Crusoe will be at NVIDIA GTC in San Jose, March 16-19! 🎤 3/18, 9:00 a.m. PT: Our SVP of Product leads “Scaling the AI Life Cycle: Next-Gen Training and Inference With Crusoe Cloud” with @Yutori_ai’s co-founder.
0
0
0
حدود ۲۰ساله که رفتوآمدم به خیابون بهاره. اولین عیدیه که اسفند از نیمه رفته ولی خبری از عید و ماهی قرمز و سنبل در این خیابون نیست. مامانم پرسید سفره هفتسین رو چه کنیم؟ گفتم سیب و سرکه و سماق و اینا که داریم. بی دنگ و فنگ میذاریم روی میز. اگر جنگ بود که خونه تو، اگر نه خونه من.
2
8
167
دیشب آماده هر اتفاقی بودم. جنگندهها طوری زیاد و پایین در رفتوآمد بودن که انگار موتوریا از کوچه رد بشن. قفل در رو هم باز گذاشتیم که اگر نیاز شد سریع بپریم بیرون. حیوان! این نت رو وصل کن. دیشب دیوانه شدم از بس که با دوستان مختلفم با پیامک ارتباط میگرفتیم که بفهمیم کجاها رو زدن.
6
47
493
انسان موجود عجیبیه. افتادن بمبها ترسناکه، این سکوتی که چند ساعته ادامه داره و کمکم داره طولانی میشه هم به طریقی دیگه ترسناکه. اطراف من شهر هم خیلی خلوت شده، انگار شبیه جنگ ۱۲ روزه. دسترسی درست و مرتبی به اخبار و دیگران هم نداریم و همین هم نگرانکنندهست.
3
4
177
از بمبها ترسیدم و توییتی کردم که منجر به واکنشهای توهینآمیز بسیار زیادی شد. اهمیت نمیدم. من توی ایرانم، برای ایران جانم هم میدم. وطن برام هم خاکه و هم هموطن. امیدوارم آیندهی ایران ترسناک نباشه و کمترین تلفات غیرنظامی رو بدیم. طبعا مسبب تمام مشکلاتمون رو هم آخوند میدونم.
29
13
450
دست و پا میزنیم بلکه وصل بشیم بفهمیم این صداها یعنی کجاها رو زدن. بعد متعجبم از برخی هموطنانم در خارج از کشور. درسته که ما از آخوند خیلی میترسیم ولی از بمبم میترسیم. از دیشب طوری خوشحالید که انگار دیگه آزاد و رهاییم. گویی یادتون نیست ما زیر بمبیم. امروز و امشب ایران جهنم بود.
312
336
3K
بیشترین اضطرابی که دارم مال این دوتا گربهست. امروز خیلی ترسیدن و وحشت کردن. هر کاری میکردم هم نمیتونستم ببرمشون داخل حمام که به نظرم امنتر میاد.
3
0
99
تهران وسط بمباران سختیه. من سمت مرکز شهرم و دوستانم از نقاط دیگهی شهر خبر میدن. تا حالا این بیشترین صدا و لرزشی بود که حس کردم. بیشترین موج حملهای که نزدیکم رخ داده. دود سیاه هم به وضوح از پشت پنجره قابل دیدنه. در این میانه مردم روی پشتبومها رفتن. نمیدونم بترسم یا بخندم.
19
52
678
مرکز شهرم. از دور صدای جنگنده و بعد با فاصله صدای انفجار اومد. خطهای موبایل یا قطعن یا بعد از چندبار تماس، وصل میشن. اینترنت وایفای روی گوشیم وصله اما روی لپتاپ نه. از ترس دیگه وصل نشدن، نت گوشی رو نمیتونم امتحان کنم. این یکیدو ساعت مدام در حال چک کردن وضعیت اطرافیانمم.
3
5
114
روبهروی خونهم یک مدرسهی ابتداییه. اینقدر رفتم پشت پنجره تا خیالم راحت شد که دیگه مدرسه خالی شده. بابا مامانها سراسیمه میومدن دنبال بچههاشون. آماده بودم اگر نیاز شد برم کمکشون. این دفعه جنگ در روز روشن شروع شده. همونطور که همه چیز روشنه. ما، مردم، و ایران پاینده بمونیم.
7
15
338
برای ۲ماه گربههام غذا مهیا کردم. برای خودم چندتا کنسرو و آبمعدنی و یکبسته نان. یک ریلز هم سیو کردم که یاد داده چطور بدون گاز نیمرو بسازیم. نمیدونم جنگ میشه یا نه. جنگ ترسناکه و من هم وطنپرست کلاسیکی هستم. اما غرق در عزا صبوری میکنم. عزای دیماه ازم یه آدم دیگهای ساخته.
4
1
143
تهران ساعت ۱۰ صبح جمعه، خلوت و ساکته. بیشتر مغازهها تعطیلن. هوا تمیزه و کوهها معلومن. دیشب با توهم صدای انفجار از خواب پریدم. انتظار کشنده شده، بی که آدم از بعد هر چیزی خبر داشته باشه. درختها دارن شکوفه میدن اما چه بینشاط بهاری که بی رخ تو رسید.
2
2
296
این همه آدم کشتهشدن، جان بسیاری همچنان در خطره، کلا زندگی برای ایرانیها در نقطهی بحرانه، اصول مدیریت بحران هم میگه اول بر نجاتت تمرکز کن. بعد نمیفهمم چرا برای عدهای تمرکز ۱۰۰درصدی بر دشمن سخته. همین یک مورد سر درآوردن هشتگ از دموکراسی بگو از صدا و سیما کافیه به خدا.
2
2
71
آدم در فرازی فقط بنشیند پای شنیدن نام، فامیل، سن، شهر محل سکونت و گاهی فقط دو خط توضیح… و بعد انگار غمگینترین، تلخترین و خونبهدلترین شروهی جهان را شنیده باشد. اندوه تمام جهان. غمگینترین آواز هستی. و افتخار و سربلندی توامان. نام، فقط نام. فرزند ایران و جانفدای میهن.
0
0
72
همه چیز یکطرف، این مناسک تازهی عزاداری هم یکطرف. آدم در برابر عظمت و ارادهشون به تغییر، در برابر خلق معنا از غمبارترین و سختترین اتفاقی که ممکنه در خانواده رخ بده، ساکت و عاجز میشه. انگار جهان دوباره در حال کشفشدنه. جهانی تازه. انگار داریم دوباره از رحم مادر متولد میشیم.
2
21
214
از اینکه نمیتونم راحت و رها حرف بزنم دارم خل و خفه میشم. من در زندگی شخصیم همین رو میخوام. بتونم راحت بنویسم و حرف بزنم. در زندگی اجتماعیم هم اینکه مردم نمیرن. مردم اینطور جانکاه و بیحد و ظالمانه نمیرن. آدم که برای از دست دادن، بچه بزرگ نمیکنه. بعد بچهت کشته شده باشه. دق.
3
3
124
عدهای مدام در حال درسدادن به ما هستند. لطفا از این ژست همهچیزدان فاصله بگیرید. ما دم توپیم. چه توپ آخوند، چه توپ جنگ. به این نصیحتهای شما نیاز نداریم. نصیحتهایی که معلوم نیست با چه پیشینهای ادا میشن. من نمیفهمم یه آدم عادی چطور خودش رو در مقام دانای کل میذاره اصلا.
0
2
58
دوستان کلید شروع جنگ یا اتمامش که دست ما نیست. ما نهایتا به قدر عقل و منطق خودمون در مورد جنگ موضع میگیریم. جواب این موضعگیری، ژست منبریای نیست که شما میگیرید. چه این طرف طیف که معتقدن بدترین جنگ هم از آخوند آسیب کمتری داره، چه اونطرف ماجرا که مدام یادآوری میکنه جنگ بده.
2
3
100
مدام عکس و ویدئو میبینم. اسامی تازه. غیرتکراری و همگی غمافزا. اما هر بار برمیگردم به ایلیا جعفری. در چهرهش فقط چهرهش رو نمیبینم. انگار زندگی و بزرگسالیای که ازش دریغ شد رو هم میبینم. لبخندش بین ۱۵سالگی ابدی و تولدهای بعدی در نوسانه. قلبم به ایلیا که میرسه از کار میفته.
1
9
169