AMiRA1i
@amiira1i
Followers
71
Following
22K
Media
4
Statuses
546
@NaqmeCh @amiira1i @meysamsoltani23 خرپاها روی زمین اسمبل شدن، بعد منتقل شدن روی سازه، یک قطعه چوبی سرتاسری با مقطع مثلثی بولت شد توی تیر بتنی و خرپاها دونهدونه روش قرار گرفتن و توسط یک قید عمودی به هم وصل شدن در مرحله اسمبل هم دو بال اصلی تیرهای چوبی با فلنچ فلزی دوخته شدن تا تنششون کنترل بشه.
1
1
7
@seenmiim @mochigiliani @beyonddocean @meysamsoltani23 توی دوتا توییت آخرم سعی کردم به اندازهای که در حوصله توییتر باشه کمی در مورد پروژه توضیح بدم اما میتونید توضیحات دیگری رو هم تو هایلایت "pati story" ببینید. https://t.co/nH8asnLSFm
3
2
12
کرسیچینی " پَتی " یک متر بالاتر از سطح زمین هست و فضای خالی بوجود اومده از سازه تا دیوارهای محوطه به فلاورباکسهای بزرگ تبدیل شده، در جبهه اصلی هم دو تراز با لنداسکیپ به هم متصل شدن. بعد از توسعه پلتفرم، سطوح در معرض بارش عایق شدن و شیب ملایمی به سمت باغچههای اطراف گرفتن.
5
3
84
سازه پروژه از قبل اجرا شده بود. تصمیم گرفتیم برای زنده کردن کریدورهای کناری، کف و پوسته بیرونی سقف دوپوش رو امتداد بدیم تا مساحت قابل دسترسمون افزایش پیدا کنه، همزمان با جمع کردن عملکردهای خدماتی در مرکز پروژه و شفاف کردن جدارهها، نور و دید مناسب رو از هر طرف مهیا کردیم/
رتبه دوم جایزه معمار ۱۴۰۴ | گروه مسکونی تکواحدی پروژهی پَتی معمار مسئول: «آتلیه طراحان اگر» در همکاری با «دفتر مِیدان»؛ امیرعلی علایی، علی چاییچیان، میثم سلطانی محل اجرا: صومعهسرا، گیلان کارفرما: میثم سلطانی عکس: سروش مجیدی
10
5
104
نویسنده نمایشنامه "راهنمای مُهر زدن بر دهانْ با مهربانی" هستم، خودم نمونه کارم
0
0
1
لوپِ جالبیه که سکوتهام جمع میشه، فریاد میشه ولی توی خواب، و اونجا هم بیصدا
0
0
4
اون تلاشی که برای اشاره نکردن به بخشی از خاطرهها میشه، بعضی اوقات بولدترش میکنه
0
0
3
اگه دوازده سال پیش وسط دانشگاه نشونش میدادن، میگفتن یه روز براش کیسِ آزمایشی نقشهبرداری مغزی میشی، میگفتم دیگه فانتزیام حدی داره :))
1
0
7
میگه تو چرا همیشه انگار یه نکتهای داره لحن حرفات، حتی وقتی میخوای بپرسی دستشویی کجاست :))
2
0
7
همیشه وزنِ فروریختنِ اون کوه تصوراتِ خوب، از اصلِ ماجرا سنگینتر و عجیبتره
0
0
7
شاید نباید اونی میبود که بخواد ارزش تعیین کنه.. ولی انگار اونی بود که باورهاش به مرور فرو میریخت
0
0
3
میپرسه فلانی چطوری بود.. میگم بالاخره تو یه سنی هست که درکش میکنم، منم اینجوریا بودم، ولی عن نبود در کل.. میگه آها پس اگه مثه تو بوده که خیالم راحت شد اصلاً عن نیست پس :))
1
0
4