فصلنامه سینمایی حلقه
@HalghehMag
Followers
43K
Following
16K
Media
3K
Statuses
6K
Halgheh Film Quarterly | Instagram: https://t.co/YJNDVnqFjK × Youtube: https://t.co/YyemBliwut
Joined July 2023
ما رو در یوتوب هم دنبال کنید دوستان ♥️ https://t.co/Ba7V67F1JD
youtube.com
رسانه آنلاینِ فصلنامهی سینمایی حلقه
0
0
10
نصف کانالها و پیجهایی که تورقِ مجازی میکردیم این عکس رو گذاشته بودن... هیچکس هم فکتچک نکرده بود که AIئه! مخاطبِ سینمایی هوشمند باشید :) کامیونیتینُت: https://t.co/VuyuN2wQq5 عکس اصلی:
0
0
36
برای آماده شدن برای این نقش، شان پن به مرکز L.A. Goal در لسآنجلس رفت؛ مرکزی برای بزرگسالان مبتلا به ناتوانیهای ذهنی و شناختی. او ساعتهای زیادی را در کنار آنها گذراند، با زندگی و زبان بدنشان آشنا شد و جزئیات رفتاریشان را با دقت مشاهده کرد. و به همین دلیل، بخش بزرگی از حرکات
0
0
70
پایانش در زمان خود یکی از تکاندهندهترین پایانبندیها در ژانر علمی-تخیلی بود. جالبتر اینکه در نسخهٔ اولیه قرار بود این پیچش داستانی تنها از طریق دیالوگ توضیح داده شود. اما انتخابِ نمایشِ مجسمهٔ آزادیِ ویرانشده بهجای دیالوگ، آن صحنه را به لحظهای فراموشنشدنی و ماندگار در
2
0
60
از همان ثانیههای آغازین چنان هیجان یقهتان را میچسبد که حتی فرصت پلک زدن هم ندارید و با پایان کوبندهاش یکی از بزرگترین غافلگیریها را شاهد خواهید بود. «نُه ملکه»، ساختهی فابیان بیلینسکی فقید، تماشاگر را بیدرنگ وارد دنیای دغلبازی، چانهزنیهای خیابانی و اعتمادهای لرزان می
1
10
253
دوستان ما هم امروز درباره این فیلم نوشتیم، حتما بخونید.
در «رویاهای قطار» (بر اساس رمانی به همین نام، نوشتهی دنیس جانسن که در ایران ترجمه شده است.)، کلینت بنتلی جهانی میسازد آکنده از سکوت، رنج و زیباییِ خشن آمریکا در آغاز قرن بیستم؛ جهانی که در آن رابرت گرِینیه (چوببری کمحرف و تنها با بازی خیرهکنندهی جوئل اجرتون) میان کار طاقت
2
0
147
سال ۱۹۹۴، پشت صحنه پالپ فیکشن، یه روزی اما تورمن و تارانتینو گرم صحبت بودند و از فیلمهایی که دوست داشتن در آینده بازی کنن یا بسازن حرف میزدن. تارانتینو برمیگرده به تورمن میگه، آاا عاشق اینم که یه فیلم مثل فیلمهای رزمی دهه ۷۰ میلادی بسازم. تورمن هم میگه، تو ذهنم همیشه یک
5
2
287
کاش به جای ریچارد ویدمارک ما بودیم که پرده رو کنار میکشیدیم و محو زیبایی شما میشدیم خانم مرلین مونرو. البته فقط به نگاه اکتفا میکردیم، چون انتهای داستان رو میدونیم، فیلم نوآره و اومدن سمت شما پایان خوشی نداره. 😄 🎬 Don't Bother to Knock 1952
2
2
144
در «رویاهای قطار» (بر اساس رمانی به همین نام، نوشتهی دنیس جانسن که در ایران ترجمه شده است.)، کلینت بنتلی جهانی میسازد آکنده از سکوت، رنج و زیباییِ خشن آمریکا در آغاز قرن بیستم؛ جهانی که در آن رابرت گرِینیه (چوببری کمحرف و تنها با بازی خیرهکنندهی جوئل اجرتون) میان کار طاقت
5
4
93
مِیبِل (با بازی خیرهکننده جنا رولندز) زنیست که تلاش میکند هم مادرِ خوب باشد، هم همسرِ وفادار، هم زنی با نیازهای انسانی و روحی خودش؛ اما هر بار، وزن توقعات جامعه و خانواده، استخوانهای روحش را خرد میکند. استیصال میبل در فریادها نیست، در سکوتهاست؛ در لحظههاییست که میفهمد
1
7
142
این ایده که تماشاگران در لسآنجلس، قبل از ورود رایگان به سالن سینما، باید سرشون رو میتراشیدن یا کچل میبودن، ایده اما استون بود. خود اما استون هم بدون هیچ تردیدی موهاش رو برای این فیلم کامل تراشید؛ هرچند این موضوع رو از چشم عموم پنهان کردن و استون در همهٔ حضورهای عمومی کلاهگیس
16
5
431
کوئنتین تارانتینو آنقدر عاشق فیلم Chungking Express بود که یک شرکت پخش راه انداخت تا این فیلم را روی پردههای آمریکا بیاورد. در سال ۱۹۹۴ تارانتینو پس از دیدن فیلم در جشنواره استکهلم مستقیماً میرماکس را قانع کرد تا یک زیرمجموعهٔ پخش فیلم با نام Rolling Thunder Pictures راه
3
9
258
«برادر» محصول ۱۹۹۷ روسیه، ساخته آلکسی بالابانف، یکی از بنیادیترین خشتهای سینمای پس از فروپاشی شوروی است. فیلم، در دورانی ساخته میشود که روسیه، هنوز منگ فروپاشی، فقر، جنایت سازمانیافته و خلأ معنایی بود. «برادر» نه یک اکشن سادهٔ گانگستری است و نه قصهای اخلاقی درباره قهرمان.
1
1
84
کارهایی که آدمی برای عشق انجام میدهد. داستانی که با خیانت آغاز شد؛ جایی که جیمی، برَن را از برج به پایین پرتاب کرد و سرنوشت هر دو را برای همیشه برهم زد. همان لحظهی کوتاه، معصومیت را درهم شکست، آتش جنگها را شعلهور و مسیر پادشاهیها را عوض کرد. و پایانش؟ پس از سالها درد، رنج
2
4
155
سریال «شکوفههای شانگهای» اثر بلندپروازانهای دیگر از وونگ کار-وای است؛ فیلمسازی که زبان بصری منحصربهفردش، از (In the Mood for Love) تا (2046)، بر عشاق سینما، واضح و مبرهن است. این سریال، روایتی ملودراماتیک از شانگهای دههٔ ۱۹۹۰ است؛ دورهای که شهر در میانهٔ جهش اقتصادی و
4
2
126
«فیلم مثل یک طوفان، آرام آغاز میشود و قدمبهقدم، پردهٔ توهم را میدَرَد تا حقیقت، در بدترین لحظه و سر میز غذا فوران کند.» این فیلم، یک جشن خانوادگی معمولی نیست؛ محاکمهایست در ردای یک مهمانی تولد. پشت میزهای شیک، شمعهای روشن و لبخندهای مصنوعی، وینتربرگ کندوکاو بیرحمانهای
1
3
166
شما چی دوستان؟! بین سریال Pluribus و سیتکام The Good Place شباهتهای زیادی نمیبینید؟!
12
0
80
این یکی از هولناکترین صحنههایی که تا امروز روی پردهٔ سینما ثبت شده و از واقعگرایانهترین بازنماییهای انفجار اتمی در تاریخ سینماست. در لحظهٔ انفجار هیچ موسیقی یا صدایی شنیده نمیشود، و همین سکوت، آن را هولناکتر و واقعیتر جلوه میدهد؛ چون در واقعیت هم انفجار هستهای قبل از
13
4
426
شاید فکر کنید اغراقه، اما چنان اغلب افسانهها و روایتهای فولکلور اسلاو (روسی، اکراینی، بلغاری، چکی و...) ترسناک، تیرهوتار، گوتیک، پارانوئید و... هستند که هیچ فولکلوری به گرد پاشون نمیرسه؛ دلیل عمدهاش هم اقتضای جغرافیاست. 🎬 Viy 1967
11
19
688