Amir Mahdi Moslehi
@AMMoslehi
Followers
4K
Following
24K
Media
1K
Statuses
10K
Typeface Designer • Nastaʿlīq Calligraphy Artist • @anrt_type 20/22 • Doctoral Researcher @csmc_hamburg @unihh
Hamburg, Germany
Joined September 2014
چنانکه در روزنامهٔ «ایران» دورهٔ ناصری تا مظفری، کاتبین نسخ چاپی برای رسیدن به ترکیبی متوازن، کلمات را اعرابگذاری میکردند؛ لیکن مناسبسازی نسخ برای نوشتار فارسی نیاز به فهم ویژگیهای بافتِ متنی فارسی و مطالعهٔ راهحلهای موجود با نظر به تاریخ تکامل نستعلیق دارد.
1
0
4
کاسههای بزرگتر، شکستهای نرمتر، سیالیتِ بیشتر مفردات در نسخ فارسی در نسبت با نسخ عثمانی، حتی در کاربردِ کتابت متونِ عربی نیز نشاندهندهٔ ملاحظاتِ زیباشناختیِ خط در ایران است که به نحوی مشخصتر در نستعلیق و شکسته محقق شده است. همچنان ناسازگاری نسخ با نوشتار فارسی پابرجاست >
1
0
5
تسلطوتشرفهای ترکیبی، کشیدهنویسی، سوارنویسی، جابجایی حروف در ترکیب، سیالیت مفردات و ترکیب و عواملی از این دست تدریجاً نستعلیق را از نسخ برای کتابت متن فارسی منشعب کرد. نسخِ فارسی نیز با توجه به عوامل مذکور از نسخِ عثمانی متمایز شد. ویژگیهایی نظیر دورِ بیشتر، >
1
0
5
۳. نبود اعراب در نوشتار فارسی به عنوان اجزای مکمل در ایجاد ترکیببندی متوازن ۴. کوتاهبودن کلماتِ فارسی در نسبت با عربی، نتیجتاً نشستهای کمتر روی کرسیِ افقی از این نظر نستعلیق با توجه به نیازهای کتابتی متن فارسی پدید آمده و تکامل یافته است. امکاناتی نظیر کرسیِ مایل >
1
0
5
از جمله دلایلی که میتوان برای ناساگاری نسخ (به عنوان خطی با کرسیبندی غالباً افقی) با نوشتار فارسی در نسبت با نوشتار عربی بیان کرد: ۱. فراوانی کلمات پراکنده و حروفِ ریزچثّه نظیر: با، در، می، بر، سر، ر، د، و ۲. نبود حرف تعریف «الـ»، نتیجتاً فقدان ضربآهنگِ عمودی در متن >
1
1
6
یکی از دلایل پدید آمدنِ نستعلیق پاسخ به همین نیاز است. در ادوار نخست، کاتبین برای تحریر نوشتار فارسی به شکل غیرمتمرکز و پراکنده، به منظور مناسبسازی نسخ با بافت کتابتی فارسی، تغییراتی را در این خط آغاز کردند که بعدها در قالب نستعلیق صورتبندیِ مستقل پیدا کرد. >
@LifeAnswer_42 والا بخشی از معاش از همین طریقه؛ مثل همون نمونه پریروز که گذاشتم اینجا. اون بخش دوم فرمایشتون خودش ماجراییه. چند وقت پیش صحبتش با امیرمهدی عزیز (@AMMoslehi) بود. به نظرم خیلی جذابه، اما یه سری گیر و گور داره؛ مثل این که نسخ با اِعراب قشنگه و آیا مخاطب میپسنده؟ اما قدیم مینوشتن.
1
2
10
مخاطبِ خود را به بدفازی و نُنُربازی تهدید میکند: اگه نرقصی، میشینم عقدهٔ دل وا[ز] میکنم نیگا تو چشمات میکنم، شِکوه رو آغاز میکنم
1
1
16
استفاده از «حال دل» بیمعنیه؛ آدم موسیقی رو گوش نمیکنه، یا فیلمی رو نمیبینه که مثلاً کمردردش خوب شه، یا سردردش از بین بره. *شخصاً «حال دل» رو که میشنوم، احساس میکنم مجری تلویزیون مقابل ساختمان جام جم، با لحنی مصنوعی، میخواد تلاش عبثی بکنه.
0
0
3
اما زمانی معنی داره که زمینهٔ کلام مشخص نیست و میخوایم یه معنای اخص از «حال» داشته باشیم. در صورتی که وقتی زمینه مشخصه، استفاده از «حال دل» بیمعناست. وقتی گفته میشه «یه موسیقی گوش کنم حالِ دلم خوب شه» از اونجایی که مشخصاً منظور از حال در این عبارت **حالِ روحی**ـه، >
1
0
3
با نوشین در این باره بحث کردم و به جمعبندی رسیدیم: @unicorn2a «حال» اعم از «حال دل»ـه. وقتی پرسیده میشه «حال دلت چطوره؟» اشاره به حالِ روحی داره. مثل پزشکها که میان از بیمار، بعد از پرسش از وضعِ جسمی، از روحیهٔ بیمار میپرسن؛ همون «حالِ دل» منظورشونه، احتمالاً! >
1
0
6
«حالِ دل» تفاوتی با «حال» داره؟! از نظر کاربرد به نظر یکسان میاد.
2
0
9
«منحصر شد همهٔ دار و ندارم به جنون در چه ره خرج کنم این همه دارایی را؟!» یک ایموجی 😏 و «مردیم از خوشی …» کم دارد!
0
0
20
از نظر وقتخریدن در کلام و در عین حال پوچبودن در معنا شبیه اصطلاحاتِ زیر است، به نظرم: شایانِ ذکر، قابلِ تأمل و خالی از لطف
1
0
9
این «ستُرگ» خیلی کلمهٔ نچسبی است. ابهّت کاذبی در حدّ نمارومی و مبلهای منبّت طلایی دارد.
2
0
16
و وجه خاطرهسازانهٔ آنها دلیل اصلی پذیرفتن این دو لوگوست، که البته برای نیاز امروز حتماً نیاز به بازنگری و بهبود دارند. بسیاری از لوگوهای دورههای نخستین طراحی گرافیک معاصر ایران، نظیر لوگوی دانشگاه تهران، از این نظر در وضعیتی مشابه قرار دارند.
1
0
8
این وجهِ دور بودن طراح لوگوی کانون از زبان گرافیک و غیرحرفهایبودن او در سرنوشت لوگو نیز مؤثر بوده است؛ پس از پولادی (طراح اصلی) لوگوی کانون توسط دو طراح دیگر از نظر اجرایی بازنگری میشود تا به وضعیت کنونیاش برسد. به نظرم همانطور که پیشتر گفتم، مقبولیت این دو نهاد >
1
0
7
دانشکدهٔ هنرهای زیبا بود و میراثِ محصلین ایرانی مدرسهٔ بوزار پاریس. در لوگوهای کانون و ایرانایر، عنصر اساسیِ طراحی لوگو یعنی تناسب اجزا با یکدیگر نادیده گرفته شده است. اگرچه لوگوها محصول انتزاع یک تصویر نقاشانهاند، اما همچنان جزئیاتی دارند که با بیان منسجم گرافیکی فاصله دارد. >
1
0
5
روش مواجهه در طراحی هر دو لوگو روشی تصویرسازانهٔ «استیلیزاسیون» است. این روش در ادوار نخستین طراحی گرافیک ایران، توسط نقاشان برای هماهنگی تصویرسازیهای خود در بستر چاپ و محصولات تجاری به کار گرفته میشده است. نیز «استیلیزاسیون» از تمرینهای دروس هنر و معماری در >
2
1
9